ميازار موري که دانه کش است
.
که جان دارد و جانم به قربانت ولي حالا چرا عاقل کند کاري که باز آيد به کنعان غم مخور
.
کلبه احزان شود روزي ز سر سنگ عقابي به هوا خواستن توانستن است
+ نوشته شده توسط مهرداد در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 و ساعت
15:5 |
